Yashil Baghban Sahand

Agricultural science is a broad multidisciplinary field of biology that encompasses the parts of exact, natural, economic and social sciences that are used in the practice and understanding of agriculture. (Veterinary science, but not animal science, is often excluded from the definition.)

Agriculture in Iran

Roughly one-third of Iran's total surface area is suited for farmland, but because of poor soil and lack of adequate water distribution in many areas, most of it is not under cultivation. Only 12% of the total land area is under cultivation (arable land, orchards and vineyards) but less than one-third of the cultivated area is irrigated; the rest is devoted to dry farming. Some 92 percent of agro products depend on water.[1] The western and northwestern portions of the country have the most fertile soils. Iran's food security index stands at around 96 percent.[2]

35% of the total land area is used for grazing and small fodder production. Most of the grazing is done on mostly semi-dry rangeland in mountain areas and on areas surrounding the large deserts ("Dasht's") of Central Iran.

The non-agricultural surface represents 53% of the total area of Iran, as follows:

·         Abb. 39% of the country is covered by deserts, salt flats ("kavirs") and bare-rock mountains, not suited for agricultural purposes.

·         An additional 7% of Iran's total surface is covered by woodlands.

·         And 7% is covered by cities, towns, villages, industrial areas and roads.

At the end of the 20th century, agricultural activities accounted for about one-fifth of Iran's gross domestic product (GDP) and employed a comparable proportion of the workforce. Mostfarms are small, less than 25 acres (10 hectares), and are not economically viable, which has contributed to the wide-scale migration to cities. In addition to water scarcity and areas of poor soil, seed is of low quality and farming techniques are antiquated.

All these factors have contributed to low crop yields and poverty in rural areas. Further, after the 1979 revolution many agricultural workers claimed ownership rights and forcibly occupied large, privately owned farms where they had been employed. The legal disputes that arose from this situation remained unresolved through the 1980s, and many owners put off making large capital investments that would have improved farm productivity, further deteriorating production. Progressive government efforts and incentives during the 1990s, however, improved agricultural productivity marginally, helping Iran toward its goal of reestablishing national self-sufficiency in food production

Iranian government policy aims to reach self-sufficiency in food production and by 2007, Iran had attained 96 percent self-sufficiency in essential agricultural products.[1] But wastage in storing, processing, marketing and consumption of food products remained a concern (30% of production according to some sources).

 

The following is the Iranian out-put listed according to the largest global producer rankings in 2007

 

World Ranking

Commodity;

1st

PistachioBerberis (Zereshk)CaviarSaffronStone fruitsBerries

2nd

DatesApricots

3rd

WatermelonsCherriesCantaloupes & other melonsApplesFigsGherkins

4th

Sheep Stocks (Flocks)Fresh FruitsQuincesWoolAlmondsWalnuts

5th

Anise, Badian, Fennel, Corian, ChickpeasSilk worm cocoons

6th

HazelnutBuffalo milkTomatoes

7th

GrapesOnionsSour cherriesSheep milkKiwifruit

8th

SpicesPeachNectarinesTangerineMandarin orangeClementinesLemons & LimesOrangesGoat milkPumpkinsSquash & Gourds

9th

Lentils

 

 

 

Site Statistics
Total Members: 11
Users Online: 24
Total Posts: 413
Total Visits: 2057142
Login To System
:  
:  


Register a New Account
Forgot your password?

اصطلاحات حاصلخیزی خاک و تغذیه گیاه


Page views: 3801
Authored by: سیروس تاپدوقی
Last modified: Wednesday 17 December 2014 - 10:48 PM
Published date/time: Wednesday 17 December 2014 - 10:48 PM

اصطلاحات حاصلخیزی خاک و تغذیه گیاه

ب تباهی یا غنی شدن منابع آب از عناصر غذایی (Eutriphication) : فرآیندی است که بر اثر اضافه شدن عناصر غذایی همچون نیتروژن، فسفر و پتاسیم در مردابها و تالاب‌ها، موجب رشد بیش از اندازه جلبک‌ها و آزولا شده و مسائل زیست محیطی نظیر کاهش اکسیژن آب و حتی تلف شدن ماهیها به وجود می‌آورد.

·   آبشويي (Leaching): آبشويي خروج عناصر، نمك و يا مواد مخلوط در آب از محيط ريشه توسط آب مي‌باشد. در مورد كودهاي محلول و پويا (Mobile) نظير كودهاي نيتروژنه، كلرور پتاسيم، نيترات پتاسيم، سولفات منيزيم، اسيد بوريك و 000 مطرح است. براي كاهش آبشويي، مصرف تقسيط آنها به دفعات (سرك) پيشنهاد مي‌گردد.

·   آبكشت (Hydroponic): به پرورش گياهان در بسترهاي فاقد خاك، آبكشت گفته مي‌شود. وجود آبكشت به گذشته‌هاي خيلي دور بر مي‌گردد. با توجه به اينكه كنترل تغذيه يكي از مزاياي بسيار مهم كشت بدون خاك مي‌باشد، بايستي اين نوع روش كشت مورد توجه قرار بگيرد. امروزه شرايط اقتصادي از عوامل مهم در آبكشت به شمار مي‌رود. بدين منظور سرمايه، اشتغال‌زايي و هزينه‌هاي عملياتي بايستي در ارتباط با ارزش محصول مد نظر قرار گيرند تا داراي ارزش اقتصادي باشد كه اين به نوبه خود به عملكرد و كيفيت محصول و نيازهاي بازار بستگي دارد.

·   آبگزيدگي (Water Core): يكي از ناهنجاريهاي فيزيولوژيكي (تغذيه‌اي) در ميوه‌ها مي‌باشد كه عمدتاً در اثر سوء مديريت كودي به ويژه كمبود كلسيم (Ca) ايجاد مي‌شود. در اين ناهنجاري، قند سوربيتول در اثر كمبود كلسيم به قند فروكتوز تبديل نمي‌گردد.

·   آزمون خاك (Soil Testing): شامل سه مرحله نمونه‌برداري صحيح خاك، تجزيه صحيح و تفسير صحيح براي انجام توصيه كودي است. كارايي اين روش عمدتاً براي محصولات زراعي است و در باغهاي ميوه بهتر است از نتايج تجزيه برگي و يا ميوه براي تعيين نياز كودي آنها استفاده نمود. يكي از اشكالات توصيه كودي بر مبناي آزمون خاك، نداشتن نقشه منابع واستعداد خاكهاي زراعي كشور بر مبناي مقياس 25,000‌:‌1 مي‌باشد. بنابراين لازم است با تهيه نقشه‌هاي تفصيلي خاكهاي ايران پتانسيل توليد براي هر محصول مشخص و سپس بر مبناي سريهاي مشخص خاك (به شرط آنكه اطلاعات حاصلخيزي خاك نيز ثبت شده باشد) نسبت به انجام توصيه‌هاي كودي اقدام نمود. از طرف ديگر بر مبناي تقاضاي گياه نمي‌توان مصرف كودها را تا حدي افزايش داد كه كشاورزي پايدار را تهديد نمايد. بلكه بايد اثر درازمدت مصرف كودها بر خصوصيات فيزيكوشيميايي و بيولوژيكي خاكها، برهمكنش‌هاي مثبت و منفي عناصر غذايي بر خاك، گياه و محيط زيست در نظر گرفته شده و با تمهيداتي، علاوه بر حفظ كارايي كودها، به گونه‌اي عمل گردد كه غلظت عناصر غذايي در خاك و گياه به حد مسموميت نرسد.

·   آلاينده (Pollutant): هر ماده‌اي كه حضور اضافي و يا عدم تعادل آن در خاك، آب و يا اضافه شده به خاك و گياه سبب افزايش غلظت آن ماده در گياه، دام و انسان شود به نحوي كه سلامت آنها را به خطر بياندازد، آلاينده گفته مي‌شود. از جمله آنها مي‌توان به نيترات، كادميم، سرب، جيوه، فلورايك و000 اشاره نمود. آلاينده‌ها به صورت معدني مثال كادميم و آلي مثل آفت‌كش‌ها در محيط زيست موجود مي‌باشد. بر مسئولين وزارت جهاد كشاورزي فرض است كه از این پس در انتخاب كشاورزان نمونه كشوري، علاوه بر مقدار توليد هكتاري (متاسفانه تاكنون علي‌رغم مكاتبات متعدد نگارنده اول و هشدار به مسئولين اجرايي كشور اين امر مهم ناديده گرفته شده است) كه ملاك انتخاب بهترين كشاورزان است، كيفيت محصولات توليدي از نقطه نظر آلاينده‌ها من‌جمله نيترات (NO3)، كادميم (Cd)، سرب (Pb) و كيفيت مطلوب خاك (Soil Quality) مورد ارزيابي قرار گيرد و نيز كنترل كيفي كودهاي وارداتي از نظر عاري بودن اين كودها از هر آلاينده‌، جدي گرفته شود.

·   آلاينده‌هاي زيست‌محيطي (Environmental Pollutants): به موادي گفته مي‌شود كه سلامتي محيط زيست را به خطر مي‌اندازند. در راستاي تأمين نياز كشور و حمايت از توليد داخل و براي ارتقاء كيفيت كودهاي توليدي در داخل كشور، رعايت استانداردهاي توليد چه از نظر كيفيت محصول و چه از نظر معيارهاي زيست محيطي و ايمني محيط كار اهميت ويژه‌اي دارد و بايستي در توليد استاندارد يك كالا، مديريت ايمني، جنبه‌هاي زيست محيطي، سلامت افراد و حذف مواد آلاينده از محيط كار رعايت گردد.

·   آتشك گلابي (Fire-blight): بيماري‌ آتشك از بيماريهاي‌ خطرناك‌ درختان‌ ميوه‌ دانه‌دار مخصوصاً گلابي‌ محسوب‌ مي‌شود كه خسارات اين بيماري قابل قياس با هيچ يك از بيماري‌هاي درختان ميوه دانه‌دار نيست. عامل آن باكتريErwinia amylovora  مي‌باشد. فعاليت اين باكتري در شرايط مرطوب، آبياري غرقابي و استمرار تغذيه نامتعادل بويژه مصرف فراوان ازت، تشديد مي‌يابد. در بسياري از مناطق ايران، توسعه و شدت آلودگي اين بيماري در باغ‌هاي درختان گلابي، بِه و سيب به حدي است كه درختان ميوه به خصوص گلابي بطور كلي از بين رفته‌اند.

·   آنتاگونيسم (Antagonism): وقتي غلظت يك عنصر غذايي زياد است فعاليت بعضي از عناصر را كاهش داده و كمبود آن عنصر غذايي را بوجود مي‌آورد.

·   آنتي‌اكسيدان (Antioxidants): آنتي‌اكسيدانها موادي هستند كه در برخي از مواد غذايي كه در توليد آنها مصرف بهينه كود رعايت شده باشد، بيشتر يافت مي‌شوند. اين مواد ضمن اينكه ايمني بدن را افزايش مي‌دهند، اثرات زيان‌آور انواع راديكالهاي آزاد (راديكالهاي آزاد گروهي از اتمها هستند كه در آخرين لايه اتمي خود يك الكترون جفت نشده دارند. راديكالهاي آزاد به مقدار اندك و به طور طبيعي در بدن توليد مي‌شوند. اما برخي از عوامل محيطي از جمله عوامل عفوني، دود سيگار و انواع تابش‌ها مي‌توانند شكل‌گيري راديكالهاي آزاد را افزايش دهند. وقتي راديكالهاي آزاد خطرناك توسط سيستم دفاعي (آنتي‌اكسيدان) بدن خنثي نشوند، تجمع پيدا كرده و صدمات جبران‌ناپذيري را به بدن وارد مي‌سازند) درون سلول‌ها را نيز خنثي نموده و بدن را در مقابل ابتلا به بيماريهاي خطرناك ايمن مي‌سازند. آنتي اكسيدانها شامل ويتامين هاي A، C و E و از عناصر فلزي روي (Zn)، سلنيم ‌(Se) و به مقدار جزئي مس (Cu) و آهن (Fe) مي باشند. آنتي‌اكسيدانها در توانمندسازي پلي فنولها براي از بين بردن راديكالهاي آزاد موثرند و از اكسيداسيون ليپيدها جلوگيري مي كنند. از نظر صنايع غذايي هر تركيبي كه فساد ناشي از اكسيداسيون را به تأخير انداخته و يا ممانعت كند، آنتي‌اكسيدان ناميده مي‌شود. آنتي اكسيدانها از نظر منشاء به دو گروه تقسيم مي شوند؛ طبيعي و مصنوعي. آنتي اكسيدانهاي طبيعي شامل كاروتنوئيدها، اسيد سيتريك، آنزيمهايي مثل گلوكز اكسيداز و سوپراكسيد دسيموتاز، گيرنده هاي اكسيژن مثل اسيد اريتوربيك، اسيد آسكوربيك مي‌باشند. در مواد غذايي مختلف از جمله چاي، ادويه جات، غلات،‌ ميوه‌ها، سبزيجات به شرط رعايت اصول مصرف بهينه كود، تركيبات آنتي اكسيداني وجود داشته كه از اكسيداسيون چربيها جلوگيري مي‌كنند. كاكائو سه برابر چاي آنتي اكسيدان دارد. همچنين تحقيقات نشان مي‌دهد كه مواد شكلاتي درصد بالايي از تركيبات فنولي كه فلاوونوئيد ناميده مي‌شوند و نشانه حضور آنتي اكسيدانهايي هستند، بر عليه گسترش سرطان، بيماريهاي قلبي و ساير بيماريها مورد استفاده قرار مي‌گيرند. توت فرنگي و انار از ديگر محصولات حاوي آنتي اكسيدان هستند. آنتي‌اكسيدانها از آسيب سلولي ناشي از فعاليت راديكالهاي آزاد توليد شده در فرآيند جذب نور جلوگيري مي‌نمايند. راديكالهاي آزاد عوامل مضري براي بدن هستند. اين مواد ايمني بدن را پايين آورده و شيوع بيماريهاي قلبي و سرطان و 000 را تشديد مي كنند (ملكوتي و همكاران، 1384).

·  آهك دولوميتي (MgCO3 + CaCO3): آهكي است كه از كربنات كلسيم و مقدار كمي كربنات منيزيم تشكيل شده باشد. هر آهكي كه مقدار كمي منيزيم از دولوميت داشته آهك دولوميتي ناميده مي‌شود. غلظت كربنات منيزيم از يك الي 10 درصد متفاوت است.

·   آهك كلسيت (CaCO3): آهك تشكيل شده از كربنات كلسيم (حاصل از كلسيت) مي‌باشد. آهك كلسيت خالص داراي 40% كلسيم است. معمولاً به آن سنگ آهك كلسيته نيز مي‌گويند.

·   آهك هيدراته Ca(OH)2: آهكي است كه از هيدروكسيد كلسيم تشكيل يافته است. از خاك آهك هيدارته براي افزايش سريع pH استفاده مي‌شود.

·   آهك (CaO): به اين آهك اكسيد كلسيم نيز گفته مي‌شود. از لحاظ كشاورزي هر ماده‌اي كه حاوي كربنات، يا هيدروكسيد كلسيم يا منيزيم باشد و از آن براي خنثي سازي اسيديته محيط كشت استفاده شود آهك گويند. رايج‌ترين آهك‌كه استفاده مي‌شود آهك كلسيته، آهك دولوميتي، دولوميت و آهك هيدراته مي‌باشند (همچنين سنگ آهك نيز ناميده مي‌شود).

اثر متقابل (Interaction): اثر متقابل مي‌تواند مثبت (Synergistic) مانند رابطه پتاسيم (K) با روي (Zn) باشد و يا مي‌تواند منفي (Antagonistic) مانند رابطه فسفر (P) با روي (Zn) و يا بور (B) با كلسيم (Ca) باشد. در رابطه با اثر متقابل مثبت (برهمكنش مثبت) مي‌توان چنين بيان نمود كه با افزايش ميزان يك عنصر غذايي نظير پتاسيم، ميزان استفاده عنصر ديگر نظير روي افزايش مي‌يابد. اين برهمكنش مثبت در آزمايش‌هاي متعددي در مزارع گندم و برنج در سطح مزرعه به كرات مشاهده شده است. در مقابل، در اثر متقابل منفي (برهمكنش منفي) با افزايش درجه حلاليت يك عنصر غذايي نظير فسفر (P)، از قابل استفاده بودن عنصر غذايي ديگر نظير روي (Zn) كاسته مي‌شود.

·          اثر باقيمانده (Residual Effect): مقداري از كودي كه در يك سال زراعي به خاك اضافه مي‌شود، جذب گياه و مقداري نيز در خاك براي سالهاي بعدي باقي مي‌ماند كه اين مقدار باقيمانده را اثر باقيمانده مي‌نامند. مثلاً آزمايشها نشان داده با مصرف سولفات روي در مزارع گندم تا 8 سال اثرات باقيمانده روي در محصول بعدي مشاهده مي‌گردد.

·          اندازه‌گيري غلظت نيترات پاي بوته (PSNT)  Pre-Soil Nitrate Testدر اين روش كه در دهه 1990 در آمريكا مطرح گرديد، براي صرفه‌جويي در مصرف كودهاي نيتروژنه و حفظ محيط زيست، از مصرف قبل از كاشت كودهاي نيتروژنه جلوگيري نموده و در مقابل پس از يك ماه از زمان كاشت (مثلاً در مورد ذرت) از پاي بوته گياه نمونه ‌برداري خاك به عمل آورده و غلظت نيترات را در نمونه خاك اندازه‌گيري مي‌كنند. اگر غلظت نيترات به طور متوسط از 20 ميلي‌گرم در كيلوگرم بيشتر باشد، كود مصرف نمي‌كنند و اگر كمتر باشد، بر مبناي فاصله از ميانگين مصرف مي‌شود. با اعمال اين روش فقط در ايالت آيوا در يك سال زراعي بيش از 300 هزار تن كود نيتروژنه صرفه‌جويي گرديد و اين در حالي بود كه فقط يك درصد از توليد ذرت كم شده بود (ملكوتي و همكاران، 1384).

·          اسيد فيتيك (Phytic Acid): اسيد فيتيك با فرمول (C6H18O24P6) كه منشاء تركيبات فسفري بوده و با ضريب غلظت فسفر در دانه گندم در ضريب 55/3 به دست مي‌آيد. چنانچه در هر ماده غذايي غلظت اسيد فيتيك بالا باشد، اسيد فيتيك در سيستم گوارشي با يكي از كاتيونهاي فلزي تركيب و توليد نمك فيتات (Phytate) مي‌نمايد (فيتات كلسيم، فيتات منيزيم، فيتات آهن، فيتات روي و 000) و بدين ترتيب اين اسيد فيتيك اجازه جذب كاتيونهاي دو ظرفيتي را به انسان نمي‌دهد.

·          اسيد هوميك (Humic Acid): اسيد هوميك  با وزن مولكولي 300,000-30,000 دالتون سبب تشكيل كمپلكس پايدار و نامحلول (كندرها) با فلزات ميكرو (ريزمغذي) مي‌گردد. اسيدهاي هوميك سبب بهبود خصوصيات فيزيكي، شيميائي و بيولوژيكي خاك مي‌گردند.

·          اسيدهاي آلي (Organic Acids): ريشه گياهان قادرند در محيط فعاليت خود (ريزوسفر) تحت شرايطي اسيدهاي آلي را ترشح نمايند. اسيدهاي آلي مانند سيترات (Citrate)، اگزالات (Oxalate) و مالات (Malate) در بسياري از فرآيندهاي ريشه شركت مي‌كنند كه اين فرآيندها شامل سهولت جذب عناصر غذايي، سميت‌زدايي فلزي، هوازدگي مينرالي و جذب بيمارگرها مي‌باشد. البته تا زماني كه مكانيسم رهاسازي اسيدهاي آلي و سرنوشت اين تركيبات در خاك كاملاً درك نشود، ارزيابي كامل نقش اسيدهاي آلي در فرآيندهاي فوق‌الذكر مقدور نخواهد بود. بطور خلاصه، رهاسازي اسيدهاي آلي از ريشه‌ها در پاسخ به تعدادي از تنش‌هاي محيطي از قبيل كمبود فسفر و كمبود آهن تشخيص داده شده است كه البته به نوع گونه‌ گياهي نيز بستگي دارد. از طرفي در اين بررسي جذب اسيدهاي آلي توسط مينرالهاي خاك و نيز معدني شدن ميكروبي آنها نقش بسيار اساسي در كارايي اسيدهاي آلي در فرآيندهاي ريزوسفر دارند. اسيدهاي آلي از اجزاي اصلي ترشحات ريشه هستند و توسط بسياري از دانشمندان به عنوان مكانيسمي براي قابل جذب نمودن عناصر غذايي در ريزوسفر فرض شده‌اند. اسيدهاي آلي تركيبات كربني هستند كه داراي حداقل يك گروه كربوكسيل مي‌باشند. اگرچه اين تعريف، گروه بزرگي از تركيبات را با تنوع ساختماني از اسيدهاي چرب و اسيدهاي آمينه تا تركيبات ثانويه متابوليسم در بر مي‌گيرد ولي اين بررسي بر روي اسيدهاي آلي با وزن مولكولي كم مانند سيترات، مالات، اگزالات، فامارات و مالونات تمركز دارد. گروه كربوكسيل باعث ايجاد بار منفي در اسيدهاي آلي مي‌شود و بسته به تعداد گروههاي كربوكسيل، اسيدهاي آلي شامل بارهاي منفي متفاوت مي‌باشند و به اين دليل قادر هستند با كاتيون‌هاي فلزي محلول تشكيل كمپلكس داده و يا جايگزين آنيون‌ها در خاك گردند.

·          اسيدي كردن آب آبياري (Acidification): تزريق اسيد به آب آبياري يا محلول غذايي براي خنثي‌سازي بي‌كربنات و كاهش pH آب را اسيدي كردن مي‌گويند. اسيدي كردن آب آبياري عبارت است از كاهش pH و بي‌كربنات آب آبياري با كمك اسيد سولفوريك. اسيدي كردن: فرآيند تهيه محلول يا موادي كه خاصيت اسيدي زياد دارند (pH كمتر از 7 باشد). در آبياري اصطلاح اسيدي كردن به اضافه نمودن اسيد به آب آبياري گفته مي‌شود كه براي كاهش pH و حذف بي‌كربنات آب آبياري مصرف مي‌گردد.

·          ايندول استيك اسيد (IAAIndol-3-Acetic Acidمهمترين هورمون گياهي در گروه اكسين‌ها، ايندول استيك اسيد (IAA) مي‌باشد. بيش از 80 درصد ميكروارگانيسم‌هاي ريزوسفري توانايي سنتز و ترشح (IAA) را دارند. مقادير مختلف IAA اثرات فيزيولوژيكي گوناگوني را در گياهان سبب مي‌شوند. به طوريكه مشاهده شده است، مقادير بالاي IAA با افزايش اتيلن گياهي موجب كاهش رشد طولي ريشه مي‌گردد و مقادير پايين‌ آن موجب تحريك رشد طولي ريشه مي‌گردد. اخيراً محققين موسسه تحقيقات خاك و آب باكتريهايي را از خاك جداسازي نموده‌اند كه قادرند IAA ترشح نمايند. با كاربرد اين باكتريها در ريشه‌زايي قلمه‌ها به ويژه قلمه زيتون، مي‌توان از مصرف IAA وارداتي كاست.

·          امنيت غذايي (Food Security): امنيت غذايي به معني اطمينان از دسترسي همه مردم به غذاي كافي، سالم و مغذي در تمام اوقات به منظور داشتن زندگي سالم و فعال مي‌باشد. در بيانيه جهاني غذا، حاصلخيزي خاك به عنوان كليد امنيت غذايي و كشاورزي پايدار بيان گرديده است. مطالعات فائو نشان داده است كه در برنامه كودي فائو، حدود 55 درصد افزايش توليد در اثر مصرف بهينه كود بوده است. مطالعات گروه مشورتي تحقيقات بين المللي كشاورزي (CGIAR) برآورد نموده است كه، ذخيره اراضي حاصل از همه تلاشهاي تحقيقاتي براي افزايش عملكرد در واحد سطح بيش از 400 ميليون هكتار بوده و در اين ميان سهم كودهاي شيميايي را 30 تا 50 درصد اين ذخيره‌سازي اعلام مي‌نمايد. از طرف ديگر پذيرش بخش كشاورزي به عنوان ابزار اوليه كاهش سوء تغذيه به صورت پايدار مورد تأكيد همگان است. در اين ميان مديريت سيستمهاي زراعي از جمله كودهاي شيميايي، وارد كردن بقولات، انتخاب ارقام با جذب عناصر غذايي كم مصرف بالا، طراحي سيستمهاي كشت با توجه به نيازهاي انساني، به خوبي مي‌تواند آن را تأمين نمايد.

ارقام كارا (Efficient Cultivars): ارقامي كه در شرايط مشابه توانمندي بالايي در جذب عناصر غذايي من‌جمله فسفر-كارا (P-efficient) و روي -كارا (Zn-efficient) دارند. در هزاره سوم براي تحقق امر غني‌سازي محصولات كشاورزي، بيشترين تلاش محققين در توليد ارقام با كارايي بيشتر (جذب عناصر غذايي بيشتر در شرايط تنشي) مي‌باشد.

·          ارقام ناكارا (Inefficient Cultivars): ارقامي كه در شرايط مشابه توانمندي پائيني در جذب عناصر غذايي من‌جمله فسفر-ناكارا (P-inefficient) و روي -ناكارا (Zn-efficient) دارند. عكس‌العمل ارقام گياهي در جذب عناصر غذايي از چهار حالت پاسخ‌دهنده كارا Efficient-Responder (E-R)؛ پاسخ‌دهنده ناكارا Inefficient – Responder (IE-R)؛ بي‌تفاوت كارا Efficient-non Responder (E-NR) و بي‌تفاوت ناكارا Inefficient – non Responder (IE-NR) نمي‌تواند خارج باشد:

·          انتقال مجدد (Retranslocation): اين واژه عمدتاً در مورد انتقال مجدد تركيبات مختلف مابين اندامهاي مختلف گياهي به ويژه از برگ به دانه و يا از ساقه به دانه عمدتاً در مراحل انتهايي رشد گياهان مطرح مي‌گردد.

·          اسكالد (Scald): يكي از ناهنجاريهاي فيزيولوژيكي (تغذيه‌اي) در ميوه‌ها مي‌باشد كه عمدتاً در اثر سوء مديريت كودي به ويژه كمبود كلسيم (Ca) به صورت ظهور لكه‌هايي در روي پوسته خارجي سيب نمايان مي‌شود.

·                   اتيلن (Ethylene): اتيلن يكي از هورمون‌هاي گياهي است كه سبب تحريك و تسريع پيري مي‌شود. تنش‌هاي تغذيه‌اي در گياهان سبب تحريك توليد اين هورمون و پيري زودرس مي‌شود. با برداشت ديرهنگام ميوه درختان به ويژه سيب اتيلن در آنها تشكيل مي‌گردد كه سبب كاهش طول عمر پس از برداشت مي‌شود.

·          اصلاح خاك (Mitigation): به هر نوع عملياتي كه سبب اصلاح خصوصيات فيزيكوشيميايي و بيولوژيكي خاكهاي زراعي گردد، اطلاق مي‌گردد.

·          اكسيدهاي آهن و آلومينيوم (R2O3): در خاك فسفات‌هاي وارداتي و يا توليد داخل مجموع اكسيدهاي آهن و آلومينوم را با R2O-3 نشان مي‌دهند و اگر درصد R2O-3 از 5/3 درصد بيشتر باشد در فرآيند توليد كودهاي فسفاتی آزاد شدن فسفر، پي به استفاده بسيار دشوار و كند خواهد برد و هر چه اين نسبت پايين باشد بهتر خواهد بود و  براي همين است كه مي‌گويند در خاك فسفات‌ها بايستي اين نسبت كمتر از 5/2 درصد باشد.

·          الگوي كشت (Caltivation Pattern): با عنايت به عضويت احتمالي ايران در سازمان تجارت جهاني (WTO) و دشواري‌هاي ناشي از كمبود آب و زمين مي‌بايستي در توليدات كشاورزي جنبه اقتصاد نيز در نظر گرفته شود. در مثال زير اين موضوع به وضوح بيان شده است. دليل تغيير الگوي كشت در مزرعه فدك (قم) را محاسبه بيان نماييد. ميزان بارندگي سالانه در منطقه قم 150 ميلي‌متر، ميزان آب مصرفي براي مزرعه گندم 4500 مترمكعب و براي باغ زيتون 2500 مترمكعب، عملكرد متوسط گندم 6000 كيلوگرم در هكتار و زيتون 10000 كيلوگرم در هكتار مي‌باشد. با فرض آنكه قيمت هر كيلوگرم زيتون 6000 ريال و قيمت هر كيلوگرم گندم 2200 ريال باشد، ارزش افزوده را نيز حساب كنيد.

اوره (Urea) : اوره از تركيب آمونياك و گازكربنيك در شرايط حرارت و فشار بالا توليد مي شود

منبع :مهندس صادق مهینی فر


Comments:





گالری تصاویر
یاشیل باغبان سهند Yashil Baghban Sahand YBS Co wwww.ybsco.ir
Content Categories
Recent Posts
محصولات یاشیل باغبان سهند